شهدای غواص عشق را معنا کرده اند

عشق یعنی قصه ای از عمق جان عشق یعنی کیسه ای از عمق جان
عشق یعنی دستهای بسته ای عشق یعنی که نگوئی خسته ای

عشق یعنی بوتراب و فاطمه عشق یعنی کندن دل از همه
عشق یعنی پای رد قاب رکاب عشق یعنی زنده مردن زیر خاک

عشق یعنی قابل تعبیر نیست عشق یعنی هرگزش تغییر نیست
عشق یعنی جملۀ فصل الخطاب عشق یعنی ذکر قرآن و کتاب

عشق یعنی داد مولایم زچیست عشق یعنی کنون تکلیف چیست؟
عشق یعنی تو مقدم بر منی عشق یعنی تو عزیز عالمی

عشق یعنی غفلت از ما دور باد عشق یعنی دل به تو مسرور باد
عشق یعنی ما محصل می شویم عشق یعنی ما معدل می شویم

عشق یعنی در اسارت نفس ها عشق یعنی در تحمل حبس ها
عشق یعنی کوفیان بد کرده اند عشق یعنی خبط بی حد کرده اند

عشق یعنی کیش ما کوی حسین عشق یعنی تکیه بر راه خمینچ
عشق یعنی واژه های افتخار عشق یعنی سازه های اعتبار

عشق یعنینکته را در یافتیم عشق یعنی ما عدو بشناختیم
عشق یعنی خط شکن میدان مین عشق یعنی غرق خون زیر زمین

عشق یعنی همت و خرازی اش عشق یعنی مکتب جانبازی اش
عشق یعنی شمه ای از عطر کربلا عشق یعنی مرحبا غواص ماچ

عشق یعنی مهر دنیا بی خیال عشق یعنی ذره ای از لطف و کمال
عشق یعنی سرفرازی جانگدازی عشق یعنی یک کلام حرف مولا و السلام

حسین جعفری سی ریزی

تقدیم به ۱۷۵ شهید غواص ومعلم شهید مهدی عبدالله زاده

من از نهایت عشق حرف میزنم
یکشنبه ۱۸مرداد ۱۳۹۴شهرستان زرند میزبان یازده شهید والا مقام بخصوص ،میزبان همشهری عزیزمان معلم شهید مهدی عبدالله زاده بود. مراسم از اول خیابان شهدای محمد اباد ؛میدان هفت تیر، شروع می شد و پیکر پاک شهدا از همان جا وارد شهر می شد .مردم ساعاتی را منتظر ورود شهیدان بودند ،بوی خوشی فضارا گرفته بود؛

گروه موزیک قطعه هایی حماسی را نواخت و پیر مردی گوشه و کنار میدان باصدای بلند برای هم رزمانش که قرار بود تا دقایقی دیگر وارد شهر بشوند؛ مرثیه خوانی میکرد چنان با سوز میخواند که از صدایش معلوم بود دلش برای همرزمانش تنگ شده و دیگر طاقتی برایش نمانده بود.

جمعیت پرشوری بود و این حضور چشمگیر مردم نشانگر این بود که یاد شهدای والا مقام هرگز از خاطره ی ملت پاک نخواهد شد. شهدا به میدان رسیدند قرار بود ما سربازان نگذاریم کسی نزدیک ماشین حمل شهدا بشود، اما به محض رسیدن شهدا مردم سر از پای نمیشناختند و ما سربازان در جمعیت حل شدیم و مردم دستشان را به طابوت ها رساندند و تا انتهای مسیر اشک از چشمها خشک نمیشد و این نشانگر این بود که مهر مردم نسبت به شهیدان تمام نشدنی ست و میثاق با شهید همیشگی. البته که باید چنین باشد.

ما قلبأ بر این باوریم که شهیدان چونان شمع اند ؛میسوزند اب میشوند، تا ما در سایه ی نورشان در امنیت و اسایش،استقلال و ازادی و برابری زندگی کنیم. باید قدرشان را بیش از پیش بدانیم .این یک وظیفه است، باید از رشادت های آنان در بیابانهای شلمچه فکه و اروند رود و هور العظیم و دریاچه ی ماهی و جزیزه ی مجنون و فاو بنویسیم، باید استقامت آنان را در چنین مسیر دشوار و طاقت فرسایی بارها و بارها بستاییم ، باید راه شهید را ادامه بدهیم .شهید نماد تمام و کمال شجاعت و شکست ناپذیریست.

بنده به عنوان یک سرباز کشورم به هم نسلان عزیزم به دوستان سربازم میگویم ما باید با گوش جان و زبان دل، در خاطرات و وصیت نامه های شهیدان زندگی کنیم باید وطن خواهی آنان را لمس کنیم. باید مرام معرفت، غیرت و مردانگی و معنویت چهره هاشان را در آلبوم های شخصی شان در دفترهای خاطرات شان از زبان هم رزمان شان بشنویم و بخوانیم و ورق بزنیم تا بدانیم چرا رزمندگان عزیزمان عقب نشینی و شکست را در لحظه ای تاب نمی آوردند و هشت سال جنگ تحمیلی را با جان و دل جنگیدند و تا پیروزی لحظه ای از پای ننشستند.

این شهیدان ،صیانت کنندگان ،عزت و ابروی این کشورند .شهیدانی که یادشان در دلهای ما تا جاودان حک شده است و نامشان چون نگینی الماس بر زمینه ی این کشور میدرخشد. امید که راهشان سرمشق راهمان باشد.البته که باید چنین باشد.در آخر عرایضم را، با شعری که به مناسبت ورود این شهیدان والا مقام سروده ام به پایان می برم.

همسایگان ِ دریا
سپید جامگان ِ
غیورغیرتِ وطن
شما که جانتان را در کف دست های پاکتان رها کردید
تا ذره ای از خاکمان آنسوتر نرود
ایثارتان را در قلبهامان ذخیره کرده ایم
و از استقلال و آزادی
غافل نبوده ونیستیم…
سپاس همت شما، چگونه میتوان کرد؟
توان شاخه های شعر من ،از دایره ی طوفان عشقتان
بیرون است…

سرباز وظیفه محمد ایزدی 

ناحیه مقاومت بسیج سپاه شهرستان زرند

انتهای پیام

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :